ترجمه "na" به فارسی

بر, اندر, در بهترین ترجمه های "na" به فارسی هستند.

na abbreviation pronoun feminine دستور زبان
+ اضافه کردن

پرتغالی-فارسی فرهنگ لغت

  • بر

    adposition verb noun

    Eles estudaram o mapa para achar um atalho.

    آنها نقشه را برای یافتن میان بر مورد بررسی قرار دادند.

  • اندر

    noun

    Essa é a terceira geração de operários, pessoas com famílias.

    آدمایی که نسل اندر نسل کارگرهای ماهری بودن ، آدمای خانواده دار

  • در

    noun

    Eu acho difícil acreditar que Tom esteve envolvido no sequestro.

    دشوار می توانم باور کنم که تام در آدم ربایی شرکت داشته.

  • روی

    noun adposition

    Não se esqueça de colocar um selo na sua carta.

    فراموش نکن که یک تمبر روی نامهات بچسبانی.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " na " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Na
+ اضافه کردن

پرتغالی-فارسی فرهنگ لغت

  • سدیم

    noun

    O caldo não era para o miúdo.

    اون سدیم سایناد واسه پسره نبوده.

عباراتی شبیه به "na" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "na" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه