ترجمه "nabo" به فارسی
شلغم, شلغمها, شلغم بهترین ترجمه های "nabo" به فارسی هستند.
nabo
noun
masculine
دستور زبان
-
شلغم
nounIsto não é um pequeno pedaço de terra para se cultivarem nabos e cebolas.
این یه تیکه زمین کوچولو نیست که توش شلغم و پیاز بکاری.
-
شلغمها
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " nabo " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Nabo
-
شلغم
nounIsto não é um pequeno pedaço de terra para se cultivarem nabos e cebolas.
این یه تیکه زمین کوچولو نیست که توش شلغم و پیاز بکاری.
تصاویر با "nabo"
عباراتی شبیه به "nabo" با ترجمه به فارسی
-
شلغم روغني سوئدي
-
شلغم روغني سوئدي · شلغمهای روغنی
-
براسيكا راپا · براسيكا كامپستريس راپيفرا · براسیکا کامپستریس · توريا · خردل مزرعهاي · سارسون · شلغم هندي · كلزاي هندي · کلم زراعی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن