ترجمه "nadar" به فارسی

شنا کردن, شناویدن, شنا بهترین ترجمه های "nadar" به فارسی هستند.

nadar verb دستور زبان
+ اضافه کردن

پرتغالی-فارسی فرهنگ لغت

  • شنا کردن

    verb

    Nada como nadar à noite para nos livrarmos dos problemas.

    بخاطر فراموش کردن مسائل شنا کردن در شب خيلي خوبه.

  • شناویدن

    verb
  • شنا

    noun

    Eu prefiro ir nadar.

    من بیش از اندازه شنا را دوست دارم.

  • ترجمه های کمتر

    • شناوری کردن
    • شناریدن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " nadar " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "nadar"

عباراتی شبیه به "nadar" با ترجمه به فارسی

  • هیچ
  • از ابتدا · از اول
  • شنا
  • sefr · باطل · بهیچ وجه · زیپ · صفر · عدم · نیستی · هر چیزی · هیچ · هیچچیز · هیچکس
  • اشک بار · دوران · شنا · شناوری
  • خواهش میکنم · قابل نداشت
  • خواهش میکنم · قابل نداره · قابل نداشت · قابلی ندارد · قابلی نداشت
  • sefr · باطل · بهیچ وجه · زیپ · صفر · عدم · نیستی · هر چیزی · هیچ · هیچچیز · هیچکس
اضافه کردن

ترجمه های "nadar" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه