ترجمه "objectivo" به فارسی
برای, جهت, عزم بهترین ترجمه های "objectivo" به فارسی هستند.
objectivo
adjective
noun
masculine
دستور زبان
-
برای
nounO desafio proporciona uma experiência partilhada, uma linguagem comum, um objectivo comum de construir o protótipo certo.
این چالش یک تجربه مشترک، یک زبان مشترک، يك موضوع مشترک برای ساخت نمونه درست فراهم ميكند.
-
جهت
nounNão há melhor sítio para objectivos de baixo nível do que debaixo de chão.
هيچ جايي بهتر از زيرزمين جهت انجام کارهاي پست نيست
-
عزم
noun
-
ترجمه های کمتر
- مرام
- مقصود
- منظور
- نیت
- هدف
- هـدف
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " objectivo " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "objectivo" با ترجمه به فارسی
-
با هدف
-
اهداف اصلاح نژاد · معیارهای انتخاب
-
تابع كاب-داگلاس · توابع تولید · توابع هدف چندگانه · توابع ورودي-خروجي
-
لنز دوربین عکاسی
-
مدیریت بر مبنای اهداف
اضافه کردن مثال
اضافه کردن