ترجمه "parafuso" به فارسی

پیچ, pīḫ, پيچ بهترین ترجمه های "parafuso" به فارسی هستند.

parafuso noun masculine دستور زبان
+ اضافه کردن

پرتغالی-فارسی فرهنگ لغت

  • پیچ

    noun

    Tal como um enorme parafuso enroscado no teu peito. "

    مثل یه پیچ که خودشو تو سینه شما فرو کرده

  • pīḫ

  • پيچ

    A tomografia só vai nos mostrar a placa e os parafusos segurando o crânio.

    با عکس ، فقط پيچ و مهره هاي نگهداره ي جمجمه شو مي بينيم

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " parafuso " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "parafuso"

عباراتی شبیه به "parafuso" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "parafuso" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه