ترجمه "paralisia" به فارسی

فلج, رعشه, زمین گیری بهترین ترجمه های "paralisia" به فارسی هستند.

paralisia noun feminine دستور زبان
+ اضافه کردن

پرتغالی-فارسی فرهنگ لغت

  • فلج

    noun

    A paciência me ajuda a suportar as inconveniências e desafios da paralisia.

    صبر، مرا یاری میکند که با مشکلات و ناراحتیهایی که فلج برایم به همراه آورده کنار آیم.

  • رعشه

    noun
  • زمین گیری

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • سکته ناقص
    • فلج ناقص
    • فلج کامل اندام
    • نيمهفلج
    • پافلجي
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " paralisia " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Paralisia
+ اضافه کردن

پرتغالی-فارسی فرهنگ لغت

  • فلج کامل اندام

عباراتی شبیه به "paralisia" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "paralisia" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه