ترجمه "parar" به فارسی

ایستادن, بازداشتن, نگه داشتن بهترین ترجمه های "parar" به فارسی هستند.

parar verb دستور زبان
+ اضافه کردن

پرتغالی-فارسی فرهنگ لغت

  • ایستادن

    verb

    Nosso lar deve ser um lugar santo para resistir às pressões do mundo.

    خانه های ما باید اماکن مقدّس برای ایستادن در مقابل فشارهای دنیوی باشند.

  • بازداشتن

    verb
  • نگه داشتن

    verb

    Não, mas a tecnologia para segurar calças não mudou muito.

    نه ، ولي تکنولوژي که براي بالا نگه داشتن شلوار استفاده ميشه زياد تغيير نکرده.

  • ترجمه های کمتر

    • ایست
    • بازایستادن
    • ادامه ندادن
    • بس کردن
    • تمام کردن
    • توقف
    • درنگ كردن
    • دست کشیدن
    • قطع کردن
    • موقوف شدن
    • نوبت داشتن
    • نوبت شدن
    • گرفتن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " parar " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "parar" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "parar" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه