ترجمه "pastos" به فارسی
علوفه, مرتع, چراگاه بهترین ترجمه های "pastos" به فارسی هستند.
pastos
-
علوفه
noun -
مرتع
nounEle diz que o devemos seguir para os pastos verdes!
ميگه كه بايد دنبالش تا يه مرتع سرسبز بريم!
-
چراگاه
nounCertificaste-te que eu estivesse no pasto quando a Branca apareceu.
تو کاري کردي که مطمئناً توي چراگاه باشم وقتي که اسب " سفيدبرفي " رم کرد.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " pastos " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "pastos" با ترجمه به فارسی
-
جلگه سبز · علوفه · مرتع · چراگاه
-
علف ليمپو · همارتریا
-
سناي داسي
-
كزاز علفي · کممنیزیمخونی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن