ترجمه "patente" به فارسی

حق امتیاز, امتیازنامهها, ثبت اختراع بهترین ترجمه های "patente" به فارسی هستند.

patente adjective noun masculine feminine دستور زبان
+ اضافه کردن

پرتغالی-فارسی فرهنگ لغت

  • حق امتیاز

    De 1 (título que assegura a propriedade de uma invenção)

    Existiam literalmente milhares de patentes de genes humanos.

    بی اغراق هزاران حق امتیاز در زمینه ژن انسان وجود دارد.

  • امتیازنامهها

  • ثبت اختراع

    A grande maioria das pessoas não tem acesso a medicamentos, pelo menos enquanto ainda estão sob patente.

    بخش بزرگی از انسانها به داروها دسترسی ندارند، حداقل زمانی که هنوز تحت ثبت اختراع هستند.

  • ترجمه های کمتر

    • اشکار
    • حق ثبت
    • حقوق انحصاری
    • پروانه بهرهبرداری انحصاری
    • گشاده
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " patente " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "patente" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "patente" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه