ترجمه "pegada" به فارسی
اثر پا, ایز, ربایش بهترین ترجمه های "pegada" به فارسی هستند.
pegada
noun
verb
feminine
دستور زبان
-
اثر پا
nounPosso andar por aí, ou isso vai deixar pegadas?
من ميتونم راه برم يا اينکار اثر پا, به جا ميگذاره ؟
-
ایز
-
ربایش
noun -
رد پا
Mas o preço da qualidade deixa uma pegada única.
اما ارزش کيفيت هميشه از خودش رد پا به جا ميذاشت.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " pegada " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "pegada" با ترجمه به فارسی
-
زاغی ایبریایی
-
زاغی
-
زاغ · کلاچه
-
زاغی
-
ردپای زیست محیطی
-
با سلام، می تواند شما را در نمایش مشخصات عمومی من، نمایش مشخصات عمومی خود را، تبلیغ شود، از شما سپاسگزارم
-
چکاوک پیسه
-
بردن · راندن · ربایش · نگه داشتن · گرفتن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن