ترجمه "peru" به فارسی

بوقلمون, بوقلمونها, ملاگريس بهترین ترجمه های "peru" به فارسی هستند.

peru noun masculine دستور زبان
+ اضافه کردن

پرتغالی-فارسی فرهنگ لغت

  • بوقلمون

    noun

    Minha irmã faz um sanduíche de peru incrível.

    ببين ، خواهرم ساندويچ هاي بوقلمون محشري درست ميكنه.

  • بوقلمونها

    E as galinhas, os patos, os gansos e os perus são burros que nem portas.

    و جوجهها و اردکها و غازها و بوقلمونها اساسا خیلی خنگ هستن.

  • ملاگريس

  • پرو

    proper

    Teve que esperar um longo caminho desde o Peru.

    بايد کل راه رو از پرو اونجا بوده باشه.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " peru " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Peru proper masculine دستور زبان

Peru (ave) [..]

+ اضافه کردن

پرتغالی-فارسی فرهنگ لغت

  • پرو

    proper

    Um país da América do Sul cuja capital é Lima.

    Teve que esperar um longo caminho desde o Peru.

    بايد کل راه رو از پرو اونجا بوده باشه.

  • جمهوري پرو

تصاویر با "peru"

عباراتی شبیه به "peru" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "peru" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه