ترجمه "porto" به فارسی

بندر, لنگرگاه, بندرگاهها بهترین ترجمه های "porto" به فارسی هستند.

porto noun verb masculine دستور زبان
+ اضافه کردن

پرتغالی-فارسی فرهنگ لغت

  • بندر

    noun

    De 1 (lugar para abrigo e ancoradouro de navios)

    Depois de passarem para navios de maiores dimensões, também começaram a migrar de porto em porto.

    و وقتی برای کشتی بزرگتری ترفیع میگرفتند، آنها هم شروع به مهاجرت از بندری به بندر دیگر کردند.

  • لنگرگاه

    noun

    Há um estacionamento Waverly próximo do porto, não?

    ويورلي کنار لنگرگاه يه محوطه پارکينگ داره ، درسته ؟

  • بندرگاهها

    Os prisioneiros do campo de Sachsenhausen seriam levados para portos marítimos e colocados em navios que seriam afundados no mar.

    به منظور تخلیهٔ اردوگاه ساکسنهاوزِن، اسرای آنجا را به سمت بندرگاهها بردند تا سوار کشتی کنند و بعد کشتی را در دریا غرق نمایند.

  • ترجمه های کمتر

    • langargâh
    • بندرها
    • بندرگاه
    • شهر ساحلی
    • پناهگاه
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " porto " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Porto proper masculine دستور زبان

A segunda maior cidade de Portugal, capital do Distrito do Porto. [..]

+ اضافه کردن

پرتغالی-فارسی فرهنگ لغت

  • پورتو

    Disseste que eras Mexicano, não um Porto Riquenho.

    تو گفتي که يه مکزيکي بودي نه يه پورتو ريکن

تصاویر با "porto"

عباراتی شبیه به "porto" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "porto" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه