ترجمه "protocolo" به فارسی
پروتکل, پیوند نامه, قرارداد بهترین ترجمه های "protocolo" به فارسی هستند.
protocolo
noun
masculine
دستور زبان
-
پروتکل
Ele pega em hipóteses e cria protocolos para determinar a sua veracidade.
نظريه رو انتخاب ميکنه و براش پروتکل هاي طراحي ميکنه تا صحت شون ثابت بشه.
-
پیوند نامه
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " protocolo " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Protocolo
-
قرارداد
nounque foi um dos articuladores do Protocolo de Kyoto.
که یکی از سازندگان قرارداد کیوتو بود.
عباراتی شبیه به "protocolo" با ترجمه به فارسی
-
پروتکل اینترنتی
-
پروتکل نقطه به نقطه روی اترنت
-
پروتکل اینترنتی
-
پروتکل اینترنت
-
پروتکل نقطه به نقطه
-
پروتکل دستیابی دایرکتوری Lightweight
-
پروتكل انتقال صدا از طريق اينترنت
-
پروتکل نقطه به نقطه روی اترنت
اضافه کردن مثال
اضافه کردن