ترجمه "protoplasma" به فارسی

پروتوپلاسم, جرم زنده, پروتوپلاسم بهترین ترجمه های "protoplasma" به فارسی هستند.

protoplasma noun masculine دستور زبان
+ اضافه کردن

پرتغالی-فارسی فرهنگ لغت

  • پروتوپلاسم

    Eles já nem sequer lhe chamam protoplasma.

    " اونا ديگه بهش نميگن " پروتوپلاسم سلولي

  • جرم زنده

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " protoplasma " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Protoplasma
+ اضافه کردن

پرتغالی-فارسی فرهنگ لغت

  • پروتوپلاسم

    Eles já nem sequer lhe chamam protoplasma.

    " اونا ديگه بهش نميگن " پروتوپلاسم سلولي

اضافه کردن

ترجمه های "protoplasma" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه