ترجمه "prova" به فارسی

آزمایش, آزمون, اثبات بهترین ترجمه های "prova" به فارسی هستند.

prova noun verb feminine دستور زبان
+ اضافه کردن

پرتغالی-فارسی فرهنگ لغت

  • آزمایش

    noun

    De um modo ou de outro, todos serão provados, e ninguém deve esperar não passar por isso.

    اما آنچه مسلّم است همهٔ ما بدون استثنا مورد آزمایش قرار میگیریم.

  • آزمون

    noun

    Não está provado que esses testes sejam fiáveis.

    هنوز ثابت نشده که آزمون هاي دروغ سنجي صددرصد قابل اطمينان باشن.

  • اثبات

    noun

    Podem ser argumentos específicos que provem ou refutem algo.

    شاید هر قسمت استدلالی برای اثبات یا نقض نکتهای باشد.

  • ترجمه های کمتر

    • ادله اثبات دعوی
    • استفاده آزمایشی
    • برهان
    • شوخی
    • مدرك
    • پرسش و آزمون
    • چشش
    • چیز عجیب
    • گواه
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " prova " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "prova" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "prova" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه