ترجمه "quadro" به فارسی
قاب, تخته سیاه, مدير اجرايي بهترین ترجمه های "quadro" به فارسی هستند.
quadro
noun
masculine
دستور زبان
-
قاب
nounexpandir para fora do quadro e preencher a tela toda.
که از قاب بیرون بزند و همهی صفحه نمایش را بگیرد.
-
تخته سیاه
nounEles continuam a ter os velhos quadros de ardósia e parteleiras.
آن ها هنوز از تخته سیاه و سایر خرت و پرت ها استفاده می کنند.
-
مدير اجرايي
-
مربع
Provavelmente possuí uma área de centenas de kilómetros quadrados.
این به آسانی میتواند هزار کیلومتر مربع را در بر گیرد.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " quadro " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "quadro"
عباراتی شبیه به "quadro" با ترجمه به فارسی
-
تخته سیاه
-
قاب نوشته
-
ریشه دوم
-
تخته سیاه
-
بلوک · رباعی · سیب · مردمک چشم
-
کمترین مربعات
-
مدير مياني
-
تخته سفید
اضافه کردن مثال
اضافه کردن