ترجمه "quarentena" به فارسی
قرنطینه, قرنطینهکردن, محل قرنطینه بهترین ترجمه های "quarentena" به فارسی هستند.
quarentena
noun
verb
feminine
دستور زبان
-
قرنطینه
nounMuitas populações tiveram que ficar de quarentena nalgumas áreas e surgiram motins.
جمعیتهای بیشتری لازم به قرنطینه شدن بودند و شورش رخ داد.
-
قرنطینهکردن
-
محل قرنطینه
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " quarentena " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Quarentena
-
قرنطینه
nounDra. Miranda North, Responsável pela Quarentena, 23h20 GMT.
دکتر نورس افسر قرنطینه ، 23: 20 یو تی سی.
-
محل قرنطینه
noun
عباراتی شبیه به "quarentena" با ترجمه به فارسی
-
قرنطینه کردن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن