ترجمه "quarto" به فارسی
اتاق, اتاق خواب, اطاق خواب بهترین ترجمه های "quarto" به فارسی هستند.
quarto
adjective
noun
masculine
دستور زبان
Uma sala de uma casa (normalmente contendo pelo menos um armário e uma cama) onde uma pessoa dorme.
-
اتاق
nounMary está estudando em seu quarto.
مری در حال مطالعه در اتاق خود است.
-
اتاق خواب
nounO meu escritório era numa metade do quarto e o quarto dele na outra metade.
نصفي از اتاق خواب دفترم بود، و نصف ديگه اش، اتاق خواب او بود.
-
اطاق خواب
nounUma sala de uma casa (normalmente contendo pelo menos um armário e uma cama) onde uma pessoa dorme.
Ponham os casacos, camisas e calças no quarto.
کت و شلوار و عرق گير و پيراهنتون رو تو اطاق خواب در بياريد
-
ترجمه های کمتر
- چارک
- کوارت
- جا
- ربع
- فضا
- موقع
- چهارم
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " quarto " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "quarto"
عباراتی شبیه به "quarto" با ترجمه به فارسی
-
چارک
-
ربع · چهارشنبه · چهارم
-
چهارشنبه
-
دیوار چهارم
-
زبان برنامهنویسی نسل چهارم
-
بعد زمان · بعد چهارم
-
بعد زمان · بعد چهارم · فضای چهاربعدی
-
دفتر خاطرات زن خدمتکار
اضافه کردن مثال
اضافه کردن