ترجمه "rapariga" به فارسی

دختر, بانو, برنا بهترین ترجمه های "rapariga" به فارسی هستند.

rapariga noun feminine دستور زبان

Uma pessoa jovem do sexo feminino, usualmente uma criança ou adolescente.

+ اضافه کردن

پرتغالی-فارسی فرهنگ لغت

  • دختر

    noun

    Uma pessoa jovem do sexo feminino, usualmente uma criança ou adolescente.

    Sei que são detalhes pessoais, mas era uma rapariga nova.

    میدانم که خیلی داریم وارد موضوعات شخصی میشوم، اما دختر بچه کوچکی بودم.

  • بانو

    noun
  • برنا

    adjective
  • ترجمه های کمتر

    • بچه
    • جنده
    • جوجه
    • خانم
    • خانم کوچولو
    • دختر دهقان
    • دخترک
    • زید
    • عروسک
    • لاکو
    • کدبانو
    • کلاهبردار
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " rapariga " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "rapariga"

عباراتی شبیه به "rapariga" با ترجمه به فارسی

  • تامبوی
  • pesar · برنا · بچه شیر · رایکا · ریدک · شخص · فرزند جان · مرد · معشوق · پس · پسر · پسر بچه · پسرم · پسرک
  • پسر
اضافه کردن

ترجمه های "rapariga" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه