ترجمه "raro" به فارسی
شاذ, نایاب, کمیاب بهترین ترجمه های "raro" به فارسی هستند.
raro
adjective
masculine
دستور زبان
-
شاذ
adjective -
نایاب
adjectiveHá uma variedade espantosa entre os elementos da Terra; alguns são raros, outros abundantes.
تنوع حیرتانگیزی در میان عناصر زمین دیده میشود؛ برخی از این عناصر نایاب و برخی فراوان هستند.
-
کمیاب
adjectiveEventos em que apenas dois fótons atingem nosso detetor são muito raros.
رویدادهایی که در آن تنها دو فوتون به آشکارساز ما برسند کمیاب هستند.
-
ترجمه های کمتر
- نادر
- انفرادی
- غیر متداول
- غیرمعمول
- پراکنده
- گاه وبیگاه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " raro " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "raro" با ترجمه به فارسی
-
بیماری نادر
-
عنصرهای خاکی کمیاب
-
عناصر کمیاب خاک · لانتانيدها
اضافه کردن مثال
اضافه کردن