ترجمه "rato" به فارسی

موش, موشواره, موس بهترین ترجمه های "rato" به فارسی هستند.

rato noun masculine دستور زبان
+ اضافه کردن

پرتغالی-فارسی فرهنگ لغت

  • موش

    noun

    De debaixo do canapé, o ratinho correu para debaixo da cama e agora ele corre sob cama.

    آن موش از زیر کاناپه بهسوی زیر تخت دوید، و حالا در زیر تخت میدود.

  • موشواره

    noun

    Periférico

  • موس

    noun

    E depois um tal de Douglas Engelbart inventou este dispositivo de " rato ".

    بعد داگلاس انگلبارت رسید و موس رو اختراع کرد

  • ترجمه های کمتر

    • موشها
    • muš
    • آپودموس
    • مشک
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " rato " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Rato

Rato (zodíaco)

+ اضافه کردن

"Rato" در فرهنگ لغت پرتغالی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Rato در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "rato"

عباراتی شبیه به "rato" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "rato" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه