ترجمه "reator" به فارسی
رآکتور, راکتور, عامل عکس العمل بهترین ترجمه های "reator" به فارسی هستند.
reator
noun
masculine
دستور زبان
-
رآکتور
O raio tratos está ligado ao reator principal em sete lugares.
پرتو کششی در هفت نقطه به رآکتور اصلی متصله.
-
راکتور
nounEste sou eu no painel de controlo do meu reator de fusão.
این من هستم سر پنل کنترل راکتور همجوشیم.
-
عامل عکس العمل
noun -
عامل واکنش
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " reator " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "reator" با ترجمه به فارسی
-
رآکتور پلاگ
-
رآکتور همزندار
-
رآکتور شیمیایی
-
بیورآکتور
-
رآکتور هستهای · راکتور · عامل عکس العمل · عامل واکنش · واکنشگاه هستهای
-
رآکتور تولیدکننده
-
رآکتور پیشرفته گاز سرد
-
رآکتور هستهای
اضافه کردن مثال
اضافه کردن