ترجمه "receita" به فارسی
دستور پخت, صدور فرمان, عايدى بهترین ترجمه های "receita" به فارسی هستند.
receita
noun
verb
feminine
دستور زبان
Compensação obtida da venda de bens e serviços.
-
دستور پخت
De 1 (fórmula para a preparação de produtos culinários)
Ninguém sai do recinto até que eu consiga a receita.
درضمن تا من دستور پخت شو نگرفته م, کسي از اينجا بيرون نميره.
-
صدور فرمان
De 4 (prescrição médica)
-
عايدى
De 2 e 3 (rendimento)
-
ترجمه های کمتر
- درامد
- دستور غذا
- دستورالعمل
- سود ویژه
- عایدات
- وصولی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " receita " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Receita
-
جریان
noun
عباراتی شبیه به "receita" با ترجمه به فارسی
-
دستورالعمل
-
تجویز کردن · نسخه نوشتن
-
کتاب آشپزی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن