ترجمه "receptor" به فارسی
گیرنده, گیرنده (نظریه اطلاعات) بهترین ترجمه های "receptor" به فارسی هستند.
receptor
adjective
noun
masculine
دستور زبان
-
گیرنده
nounVocê nem mesmo precisa saber onde estes receptores estão.
نیاز به این نست که بدانید گیرنده ها در کجا هستند.
-
گیرنده (نظریه اطلاعات)
protagonista do ato da comunicação: aquele a quem se dirige a mensagem
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " receptor " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "receptor" با ترجمه به فارسی
-
جانوران گیرنده
-
عامل احساس · پذیرایی کننده · گیرنده
-
آدرنورسپتورها · گيرندههاي آدرنرژيك · گیرندههای هورمون
-
اتم پذیرنده
-
گیرندههای سطح سلول
-
گیرنده آدرنرژیک
-
گیرنده استیلکولین
-
آدرنورسپتورها · گيرندههاي آدرنرژيك · گیرندههای هورمون
اضافه کردن مثال
اضافه کردن