ترجمه "rio" به فارسی
رود, رودخانه, دریا بهترین ترجمه های "rio" به فارسی هستند.
rio
noun
verb
masculine
دستور زبان
-
رود
nouncurso de água natural
Eu não pude evitar rir do plano.
نمی تونستم جلوی خودم رو از خندیدن به اون نقشه بگیرم.
-
رودخانه
nounDe pequenas gotas dágua se fazem grandes rios.
از قطرات کوچک آب رودخانه های بزرگ به وجود می آیند.
-
دریا
noun
-
ترجمه های کمتر
- نهر
- rudkhåne
- رودخانهها
- rud
- جويبارها
- رودخونه
- رودها
- ريزابهها
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " rio " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "rio"
عباراتی شبیه به "rio" با ترجمه به فارسی
-
مکونگ
-
رود تیمز
-
آر.آي.آ (ايمنیسنجی پرتوي)
-
انتر ریوس
-
رودخانه فرات · فرات
-
رودخانه مکونگ
اضافه کردن مثال
اضافه کردن