ترجمه "roda" به فارسی

چرخ, چرخها, چرخ بهترین ترجمه های "roda" به فارسی هستند.

roda noun verb feminine دستور زبان

Ambiente específico ou camada social. [..]

+ اضافه کردن

پرتغالی-فارسی فرهنگ لغت

  • چرخ

    noun

    De 1 (objeto mais ou menos circular) [..]

    Vejo cadeiras de rodas compradas e vendidas tal como carros usados.

    من می دیدم که صندلی های چرخ دار مثل ماشین های دست دوم خرید و فروش می شوند.

  • چرخها

    Você não está acionando o propulsor, você está acionando as rodas.

    شما به پروانه هواپیما نیرو وارد نمیکنید.شما به چرخها نیرو وارد میکنید.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " roda " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Roda
+ اضافه کردن

پرتغالی-فارسی فرهنگ لغت

  • چرخ

    noun

    Vejo cadeiras de rodas compradas e vendidas tal como carros usados.

    من می دیدم که صندلی های چرخ دار مثل ماشین های دست دوم خرید و فروش می شوند.

تصاویر با "roda"

عباراتی شبیه به "roda" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "roda" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه