ترجمه "rolo" به فارسی
طومار, غلتکها, پیچک بهترین ترجمه های "rolo" به فارسی هستند.
rolo
verb
-
طومار
nounEle entrega o rolo ao assistente e se senta.
سپس طومار را به خادم کنیسه بازگرداند و نشست.
-
غلتکها
-
پیچک
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " rolo " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "rolo" با ترجمه به فارسی
-
مسيرهای كابلي · نقالهها · نقالههاي بادي · نقالههاي غلتكي · نقالههاي لرزان · نقالههاي مته · نقالههاي نواري · نقالههاي پيچي
-
بازی نقش آفرینی بر خط چندنفره گسترده
-
کیر
-
قمری
-
وردنه
-
تیرک · وردنه
-
قمری خانگی
-
یاکریم
اضافه کردن مثال
اضافه کردن