ترجمه "ronco" به فارسی
خرناس, خروپف, خروپف بهترین ترجمه های "ronco" به فارسی هستند.
ronco
noun
verb
masculine
دستور زبان
-
خرناس
nounMas um ronco e você volta para o chuveiro.
اما با يه خرناس کني سريع برميگردي زير دوش.
-
خروپف
nounVou colocar um sabiá num trem tarde da noite só pra pegar um velinho roncando.
من یک مرغ مقلدو در یک قطار آخرشب میذارم ، تا خروپف پیرمردی را یاد بگیره
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " ronco " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Ronco
-
خروپف
Eu não ronco. Ronco?
من كه خروپف نمي كنم ، مي كنم ؟
عباراتی شبیه به "ronco" با ترجمه به فارسی
-
خرخر كردن · خرخر کردن · خرناس · خرناس کشیدن · خروپف کردن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن