ترجمه "roxo" به فارسی
بنفش, ارغوانی, بنفش رنگ بهترین ترجمه های "roxo" به فارسی هستند.
roxo
adjective
noun
masculine
دستور زبان
Cor resultante da junção do encarnado com o azul. Cor da ametista.
-
بنفش
adjectivePintas duas faces a verde e duas faces a roxo, em cada um deles.
۲ وجه از هرکدام را سبز و ۲ وجه را بنفش میکنید.
-
ارغوانی
nounAlimentou de amor uma geração de pessoas com vagens roxas e verduras.
او با سبزیجات و لوبیای ارغوانی عشق را به سفرههای یک نسل از آدمها برد.
-
بنفش رنگ
nounTens de andar duas casas roxas.
تو بايد دو تا خونه ي بنفش رنگ رو حرکت بدي
-
بنفشه
nounIsto é uma vaca roxa, uma coisa que vale a pena notar.
این اون گاو بنفشه؛ چیزى كه ارزش توجه كردن را داره.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " roxo " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "roxo"
عباراتی شبیه به "roxo" با ترجمه به فارسی
-
جواهرمرغ پمپادور
-
سگماهی · كوسهسگماهيان · كوسهشكاريماهيان صاف · كوسهگربهماهيان
-
سگماهی · كوسهسگماهيان · كوسهشكاريماهيان صاف · كوسهگربهماهيان
-
یام گینهای سفید
-
کبوتر خاکی گلگون
-
شته گلسرخ
اضافه کردن مثال
اضافه کردن