ترجمه "russo" به فارسی
روسى, روسی, روس بهترین ترجمه های "russo" به فارسی هستند.
russo
adjective
noun
masculine
دستور زبان
-
روسى
Era atribuída a um físico matemático russo, e era uma teoria complicada.
نتيجه ى كار يك رياضى فيزيكدان روسى بود و يك نظريه ى پيچيده بود.
-
روسی
proper adjectiveDe 2 (língua eslava falada na Rússia)
Está na hora de apresentarmos o nosso amigo russo ao mundo.
وقتش رسیده دوست روسی مون رو به دنیا معرفی کنیم.
-
روس
nounTeme que fiquemos com as peças, como os russos.
مي ترسه مثل روس ها آثار هنري رو نگه داريم.
-
ترجمه های کمتر
- زبان روسی
- rusi
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " russo " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "russo" با ترجمه به فارسی
-
جمهوری سوسیالیست فدرال شوروی
-
خاور دور روسیه
-
اتحادیه روسیه · روسيه · فدراسیون روسیه
-
رولت روسی
-
ساختگرایی
-
جنگ روسیه و ژاپن
-
جنگ روسیه و ژاپن
-
روسی بلد نیستم
اضافه کردن مثال
اضافه کردن