ترجمه "saber" به فارسی
دانستن, آگاهی, اطلاع بهترین ترجمه های "saber" به فارسی هستند.
saber
verb
noun
masculine
دستور زبان
saber (a tônica muda para a primeira sílaba com infixos)
-
دانستن
verbDe 1 (ter conhecimento)
Mas na ciência, a questão não é saber muita coisa.
اما در علم، دانستن کلی چیز هدف نیست.
-
آگاهی
Acredito que saiba que nunca estivemos num perigo real.
اطمینان دارم آگاهی که ما در خطر واقعی نبودیم.
-
اطلاع
nounNunca mais faças negócios com um familiar meu sem eu saber.
ديگه هرگز با هيچيك از افراد خانواده من معامله نكن. بدون اطلاع من.
-
ترجمه های کمتر
- اگاهی
- بلد بودن
- خبر
- دانش
- دانِستَن
- درک کردن
- دونستن
- شناختن
- مزه داشتن
- گرفتن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " saber " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "saber" با ترجمه به فارسی
-
من نمیدانم · نمیدانم · نمیدونم
-
علامه دهر
-
میخوام بدونم · میخواهم بدانم
-
یعنی
-
من میدانم · میدانم · میدونم
-
نهنگ سئی
-
من نمیدانم · نمیدانم · نمیدونم
اضافه کردن مثال
اضافه کردن