ترجمه "sair" به فارسی
خارج شدن, دادن, رفتن بهترین ترجمه های "sair" به فارسی هستند.
sair
verb
دستور زبان
-
خارج شدن
verbE só há uma forma de saíres daqui.
و تنها یک راه میخوای خارج شدن از این وجود دارد.
-
دادن
verbEncontrar um emprego pra mim é mais fácil do que sair dele.
واسه من پيدا کردن شغل از استعفا دادن راحت تره !
-
رفتن
verbCoisas que descobri após você sair de Quantico.
چیزهایی که بعد از رفتن تو از کوانتیکو ، فهمیدم
-
پایین آمدن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " sair " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Sair
-
حاشیه ای
-
خروج از سرویس
عباراتی شبیه به "sair" با ترجمه به فارسی
-
پات · گیر
-
دامن · دامن دوخت
-
برونداد · بُرونداد · خروج · خروجی
-
مواد مغذی معدنی
-
صندوق خروجی
-
ساتیا سای بابا
-
دامن
-
برنامه جادویی تنظیم بلندگو
اضافه کردن مثال
اضافه کردن