ترجمه "sal" به فارسی

نمک, namak, نمکها بهترین ترجمه های "sal" به فارسی هستند.

sal noun masculine دستور زبان

Um condimento (NaCl - cloreto de sódio) usado para incrementar ou intensificar o sabor de alimentos (muitas vezes com pimenta).

+ اضافه کردن

پرتغالی-فارسی فرهنگ لغت

  • نمک

    noun

    Você pode me dar o sal, por favor?

    آیا میتوانید آن نمک را به من بدهید؟

  • namak

  • نمکها

    À medida que os mares subir, sal vai invadir o lençol freático, privando habitantes de água potável.

    با بالا آمدن درياها ، نمکها ميتوانند وارد آبها شوند ، محروم کردن ساکنان از آب نوشيدني.

  • املاح

    E os oceanos tornou-se pesado com sal.

    و اقيانوس ها سنگين مي شوند با املاح.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " sal " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Sal
+ اضافه کردن

پرتغالی-فارسی فرهنگ لغت

  • املاح

    Sal Neutro

    E os oceanos tornou-se pesado com sal.

    و اقيانوس ها سنگين مي شوند با املاح.

تصاویر با "sal"

عباراتی شبیه به "sal" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "sal" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه