ترجمه "sangue" به فارسی
خون, آشپزی با خون, تبار بهترین ترجمه های "sangue" به فارسی هستند.
sangue
noun
masculine
دستور زبان
-
خون
nounA sua função é filtrar o sangue e passar as impurezas para a urina.
کار آن تصفیه خون و قرار دادن ضایعات در ادرار است.
-
آشپزی با خون
alimento, muitas vezes em combinação com carne
-
تبار
noun
-
ترجمه های کمتر
- خونشناسي
- خونشناسی
- خین
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " sangue " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Sangue
-
خون
nounProfanação do Sangue ou traição contra a sua Regente?
بي حرمتي به تقدس خون يا خيانت عليه ملکه ات ؟
تصاویر با "sangue"
عباراتی شبیه به "sangue" با ترجمه به فارسی
-
قند خون · گلوكوز خون · گلیسمی
-
تزریق · تزریق خون
-
خونریزی
-
ازمایش خون
-
قند خون · گلوكوز خون · گلیسمی
-
اهدای خون
-
خونريزش
-
پی.اچ خون
اضافه کردن مثال
اضافه کردن