ترجمه "sara" به فارسی

سارا, سارا بهترین ترجمه های "sara" به فارسی هستند.

sara verb
+ اضافه کردن

پرتغالی-فارسی فرهنگ لغت

  • سارا

    Na verdade, Sara estava reagindo de forma bem humana.

    پیشنهاد سارا به ابراهیم حاصل استدلال شخصی خودش بود.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " sara " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Sara proper masculine feminine دستور زبان

Sara (província)

+ اضافه کردن

پرتغالی-فارسی فرهنگ لغت

  • سارا

    Na verdade, Sara estava reagindo de forma bem humana.

    پیشنهاد سارا به ابراهیم حاصل استدلال شخصی خودش بود.

عباراتی شبیه به "sara" با ترجمه به فارسی

  • آفريقاي غربي اسپانيايي · ريو دو اورو · صحراي اسپانيايي · صحرای غربی
  • صحرای بزرگ آفریقا · صحرای لیبی
  • بهبود دادن · خوب شدن · خوب کردن · درمان کردن · رفو کردن · شفا دادن · مرمت کردن
  • صحراي اسپانيايي
  • مناطق جنوب صحرای آفریقا
  • صحرای غربی
  • صحرای بزرگ آفریقا
  • مناطق جنوب صحرای آفریقا
اضافه کردن

ترجمه های "sara" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه