ترجمه "seda" به فارسی
ابریشم, ابريشم, حریر بهترین ترجمه های "seda" به فارسی هستند.
seda
noun
feminine
دستور زبان
-
ابریشم
nounMas a seda é versátil e vai além da óptica.
اما ابریشم چند منظوره است و فراتراز اپتیک است.
-
ابريشم
De 1 e 2 (tecido)
Mas a beleza disso é que não é só seda e pauzinhos.
اما زيبايى آن در اين است كه فقط از چوب و ابريشم است.
-
حریر
-
ترجمه های کمتر
- دیبا
- سره
- سیلک
- لاد
- لباس ابریشمی
- نخ ابریشم
- پرند
- پرنیان
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " seda " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Seda
-
ابریشم
nounTecido têxtil
Numa curiosa simetria, é este também o comprimento da Rota da Seda.
در یک تقارن جالب، درازای جاده ابریشم هم اینقدر هست.
تصاویر با "seda"
عباراتی شبیه به "seda" با ترجمه به فارسی
-
تشنه هستم · تشنهام
-
ʕáʈaš · آرزومندی · تشنه · تشنگی · ستاد · عطش · قحطی · پایگاه · گرسنگی
-
تشنه بودن · شهوت داشتن · گرسنه شدن
-
جاده ابریشم · راه ابریشم
-
تشنه
-
کرم ابریشم · کرم پیله
-
جاده ابریشم
-
آرام کردن · معتدل شدن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن