ترجمه "sem fio" به فارسی
بیسیم, بی سیم بهترین ترجمه های "sem fio" به فارسی هستند.
sem fio
-
بیسیم
adjectiveAs tecnologias sem fios, desenvolvidas para os telemóveis, com algumas modificações menores, são plenamente adequadas para resolver isto.
فنآوری بیسیم برای تلفن همراه توسعه یافت، با کمی تغییر، کاملا برای جل این مشکل مناسب است.
-
بی سیم
O telescópio sem fio era uma câmera digital escondida no meu bolso.
تلسکوپ بی سیم یک دوربین دیجیتال بود که من تو جیبم گذاشته بودم.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " sem fio " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "sem fio" با ترجمه به فارسی
-
رهیاب بیسیم
-
بی سیم
-
مخابرات بیسیم
-
رادیو
-
شبکه بیسیم
-
انتقال انرژی بیسیم
اضافه کردن مثال
اضافه کردن