ترجمه "semanal" به فارسی
هفتگی ترجمه "semanal" به فارسی است.
semanal
adjective
masculine
دستور زبان
-
هفتگی
Por exemplo, o coordenador do corpo de anciãos cuida da programação das reuniões semanais.
برای مثال، گردانندهٔ هیئت پیران فهرستی از تکالیف برنامههای هفتگی جلسات را فراهم میسازد.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " semanal " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن