ترجمه "sentir" به فارسی
احساس کردن, اصلاح شدن, حس کردن بهترین ترجمه های "sentir" به فارسی هستند.
sentir
verb
دستور زبان
-
احساس کردن
verbNão me sentia inteiramente preparado para aquele trabalho.
احساس کردم برای این شغل زیاد آماده نیستم. احساس کردم برای این شغل زیاد آماده نیستم.
-
اصلاح شدن
verb -
حس کردن
verbEntão comecei a sentir que fazia cada vez menos, pensava cada vez menos e sentia cada vez menos.
یواشیواش حس کردم که کمتر کار میکنم کمتر فکر میکنم و کمتر حس میکنم.
-
ترجمه های کمتر
- دریافتن
- فرا گرفتن
- پشیمان شدن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " sentir " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "sentir" با ترجمه به فارسی
-
بفرمایید · بفرمایید بنشینید
-
اندامهای حسی
-
ببخشید · عذر میخوام
-
ساعتگرد و پادساعتگرد
-
دلم برات تنگ شده
-
دوسر
-
دوست داشتن
-
خونه خودته · خونه خودتونه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن