ترجمه "sentir-se" به فارسی

احساس کردن, حس کردن بهترین ترجمه های "sentir-se" به فارسی هستند.

sentir-se
+ اضافه کردن

پرتغالی-فارسی فرهنگ لغت

  • احساس کردن

    verb

    e, de repente, ela começa a sentir-se meio mal.

    و ناگهان احساس کرد حالش خیلی خوب نیست.

  • حس کردن

    verb

    Sente-se o seu cheiro a quilómetros de distância.

    از يه کيلومتر دورتر ميشه بوشون رو حس کرد

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " sentir-se " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "sentir-se" با ترجمه به فارسی

  • بفرمایید · بفرمایید بنشینید
  • خونه خودته · خونه خودتونه
اضافه کردن

ترجمه های "sentir-se" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه