ترجمه "shopping" به فارسی
تفرجگاه, مرکز خرید, میدان عمومی بهترین ترجمه های "shopping" به فارسی هستند.
shopping
noun
masculine
دستور زبان
-
تفرجگاه
nounPassa-se por lá pra ir ao shopping.
بايد از وسطش رد بشه تا به تفرجگاه برسي
-
مرکز خرید
Talvez ido ao mesmo acampamento, ou compras no mesmo shopping.
شاید شما به اردوگاه همان رفت ، و یا در همان مرکز خرید.
-
میدان عمومی
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " shopping " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "shopping" با ترجمه به فارسی
-
تفرجگاه · میدان عمومی
-
تفرجگاه · مرکز خرید · میدان عمومی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن