ترجمه "show" به فارسی

نمایش, کنسرت بهترین ترجمه های "show" به فارسی هستند.

show adjective noun masculine دستور زبان
+ اضافه کردن

پرتغالی-فارسی فرهنگ لغت

  • نمایش

    noun

    O verdadeiro show começa quando a polícia chega.

    نمایش واقعی وقتی شروع شد که سر و کله پلیس پیدا شد.

  • کنسرت

    noun

    Elas estão assistindo o show através de seus celulares.

    اونها دارند کنسرت را از صفحه موبایلهایشان میبینند.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " show " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "show" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "show" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه