ترجمه "silo" به فارسی
سیلو, سیلوها, انبار غله بهترین ترجمه های "silo" به فارسی هستند.
silo
noun
masculine
دستور زبان
-
سیلو
O silo cheio de zumbis e de fertilizantes.
یه سیلو پر از زامبی وشاید بیشترش
-
سیلوها
Isso é frequentemente mencionado como o problema dos silos.
در حال حاضر، این موضوع اغلب به عنوان مسئله سیلوها مطرح میشود.
-
انبار غله
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " silo " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Silo
-
سیلو
E ingenuamente perguntei à Silo: "Achas que vais voltar para casa, na Somália?"
و روی سادگی به سیلو گفتم، « آیا فکر میکنی هرگز بروی به سومالی؟»
عباراتی شبیه به "silo" با ترجمه به فارسی
-
انبار غله
-
سيلوهاي ديواري روي زميني · سیلوهای افقی
-
سیلوهای برجی
-
صندوقها
-
سیلوهای خندقی
-
غارها
-
سيلوهاي ديواري روي زميني · سیلوهای افقی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن