ترجمه "suporte" به فارسی
پشتیبانی, حمایت, ازاره بهترین ترجمه های "suporte" به فارسی هستند.
suporte
noun
masculine
دستور زبان
-
پشتیبانی
nounOu as crianças permanecem com a família e o sistema de bem-estar infantil fornece ajuda e suporte.
یا بچهها با خانوادههایشان میمانند و سیستم رفاه کودکان کمک و پشتیبانی را فراهم میکند.
-
حمایت
nounDar suporte ao investimento privado na África, tanto doméstico quanto estrangeiro.
یعنی از سرمایه گذاری خصوصی در آفریقا، چه سرمایه گذاری داخلی چه خارجی، حمایت کنیم.
-
ازاره
noun
-
ترجمه های کمتر
- ته ستون
- پایه ستون
- پایه مجسمه
- پشتيبانى
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " suporte " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Suporte
-
تکیهگاه
noun
عباراتی شبیه به "suporte" با ترجمه به فارسی
-
تکیه گاه اصلی · وابستگی عمده
-
بیضه بند · فتق بند
-
سیستم پشتیبانی تصمیم
-
پشتیبانی بلند مدت
-
قالب بندى حامل
-
بسته · نرم افزار
-
پشتیبانی
-
ایستادگی کردن · تقویت کردن · جلو آمدن · حملكردن · روا کردن · مجاز کردن · منتظر شدن · منزل کردن · ندیده گرفتن · وفا کردن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن