ترجمه "tensão" به فارسی

کشش, فشار, تنش بهترین ترجمه های "tensão" به فارسی هستند.

tensão noun feminine دستور زبان
+ اضافه کردن

پرتغالی-فارسی فرهنگ لغت

  • کشش

    A tua ligação com o Jace pode suportar uma determinada tensão.

    رابطه ی تو با جیس میتونه یه ذره کشش رو تحمل کنه

  • فشار

    noun

    Podemos até imaginar a tensão aumentando dentro de Marta.

    در این شرایط میتوان تصوّر کرد که فشار کارهای خانه چگونه مارتا را نگران و ناراحت کرده بود.

  • تنش

    noun

    A tensão aumenta conforme o navio soviético se aproxima de Cuba.

    همينطور که کشتي حامل موشک هاي شوروي به کوبا نزديکتر ميشه, تنش ها بيشتر ميشه.

  • ترجمه های کمتر

    • سفتی
    • كشش
    • وخامت
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " tensão " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Tensão
+ اضافه کردن

پرتغالی-فارسی فرهنگ لغت

  • تنش

    noun

    A tensão aumenta conforme o navio soviético se aproxima de Cuba.

    همينطور که کشتي حامل موشک هاي شوروي به کوبا نزديکتر ميشه, تنش ها بيشتر ميشه.

عباراتی شبیه به "tensão" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "tensão" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه