ترجمه "terminal" به فارسی

ترمینال رایانه, پایانه بهترین ترجمه های "terminal" به فارسی هستند.

terminal adjective noun masculine دستور زبان
+ اضافه کردن

پرتغالی-فارسی فرهنگ لغت

  • ترمینال رایانه

    Fui a um terminal de vídeo ligado ao sistema de rede da Harvard e comecei a trabalhar.

    پشت ترمینال رایانه اشتراک زمانی داشگاه هاروارد رفتم و کار را شروع کردم.

  • پایانه

    Mostra ou esconde o menu nas janelas de terminal

    نمایش یا مخفی کردن میله گزینگان در پنجره‌های پایانه

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " terminal " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "terminal" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "terminal" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه