ترجمه "termo" به فارسی
جمله, اصطلاح, کلمه بهترین ترجمه های "termo" به فارسی هستند.
termo
noun
masculine
دستور زبان
-
جمله
nounE se estava tudo lá, incluindo componentes orgânicos, talvez a vida tivesse começado.
و اگر همه چیز مهیّا بوده است، از جمله مواد آلی، احتمالاً حیات آغاز شده است.
-
اصطلاح
nounEntão, não tivemos essas melhoras como esses pseudotratamentos.
و ما شاهد چنین چیزی با این به اصطلاح تداویها نبوده ایم.
-
کلمه
nounPrimeiro, explique todos os termos pouco conhecidos que tenha de usar.
نخست، بجاست کلمات ناآشنایی را که میباید استفاده کنیم توضیح دهیم.
-
عبارت
nounpalavra ou combinação de palavras
Em outras palavras, se não tem sangue nos lençóis após o ato, a mulher não era mais virgem.
به عبارت دیگر، اگر بعد از آن روی ملافهها خونی نباشد، صرفا آن زن باکره نبوده است.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " termo " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "termo" با ترجمه به فارسی
-
تشنه هستم · تشنهام
-
واژگان ادبی
-
شرایط استفاده
-
عدم تکرار حد وسط
-
تسویه کردن · مصالحه کردن
-
تشنه بودن · شهوت داشتن · گرسنه شدن
-
من دیابت دارم
-
من ... سالم است
اضافه کردن مثال
اضافه کردن