ترجمه "topo" به فارسی
تارک, اوج, بحران بهترین ترجمه های "topo" به فارسی هستند.
topo
noun
verb
masculine
دستور زبان
-
تارک
noun -
اوج
nounSinto muito, mas nem todas as crianças podem chegar ao topo.
متاسفانه همه بچه ها نمیتونن تو دوران تحصیل اوج بگیرن و موفق بشن
-
بحران
noun
-
ترجمه های کمتر
- راس
- ساختمان بلند
- سر
- قله
- مرتفعترین نقطه
- منار مخروطی
- منتها
- نوک
- هباک
- چکاد
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " topo " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "topo"
عباراتی شبیه به "topo" با ترجمه به فارسی
-
دامنه سطحبالا
-
دامنه سطحبالای ضمانت شده
-
دامنه سطحبالای عمومی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن