ترجمه "turbante" به فارسی
دستار, عمامه, عمامه بهترین ترجمه های "turbante" به فارسی هستند.
turbante
noun
masculine
دستور زبان
-
دستار
nouncom o turbante e as lanças,
با دستار بر سر و نيزه به دست، برپا ايستادند،
-
عمامه
nounGente com muito mau aspeto, vestidos de preto, com turbantes pretos, irromperam pelo meu gabinete.
افراد بسیار بد ذات، لباس سیاه بر تن داشتند، عمامه سیاه، و توی دفترم ریختند.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " turbante " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Turbante
-
عمامه
پوششی برای سر با سبکهای گوناگون میان مردم خاورمیانه و شمال آفریقا و جنوب آسیا
Gente com muito mau aspeto, vestidos de preto, com turbantes pretos, irromperam pelo meu gabinete.
افراد بسیار بد ذات، لباس سیاه بر تن داشتند، عمامه سیاه، و توی دفترم ریختند.
تصاویر با "turbante"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن