ترجمه "turbo" به فارسی
حلزونهای صدفمخروطی, توربو, باتیلوس بهترین ترجمه های "turbo" به فارسی هستند.
turbo
verb
-
حلزونهای صدفمخروطی
-
توربو
Chamo-lhe "turbo-urbanização", e isso é um dos motores da fragilidade.
من اسم این را توربو - شهرسازی گذاشتم٬ و این یکی از عوامل کلیدی شکنندگی شهرهاست.
-
باتیلوس
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " turbo " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "turbo" با ترجمه به فارسی
-
توربو
-
اجتماع · ازدحام · دسته · شلوغی · گروه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن